
دارم به دستت میرسممثل نامهای که لای کولهای پیر جا مانده بودیا راهی که سخت بود وُ برگشت خورده بوددارم به دستهای تو میرسممثل بادبانهایی که به نیزههای دُن کیشوتی میرسند،که پاره شوند، که رها شوندمثل ماهییِ سیاه صمدکه دل به دل نهنگ میزندو در آبهای آزاد نفس میکشددارم به دستت میرسم!مثل من که به دستهای تو میرسداز آن بالا میرود، خدا میچیندتو را میبوسدوَ آرام میمیرد..!...
ادامه مطلب
شبگهوارهای ستکه تا صبح یاد تــو را در خوابهای من تاب میدهد......
ادامه مطلب